محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

260

تحفه خانى ( فارسى )

معجون لبان و معجون لبان را نيز درين مرض بسيار نافع داشته‌اند اجزاى آن اينست كندر و آبگير و سعد از هريك ده درم فلفل و زنجبيل از هريك پنج درم مجموع ادويه كوفته و پيخته و بعسل صافى ساخته سه روز تمام ادويه خمير كرده بردارند و مقدار خوردن بوقت حاجت يك مثقال است . و گاهى سبب نسيان سودا مىباشد و بدين سبب در محل قوت حافظه هيچ منطبع نمىشود سبب بسيارى يبوست كه درين خلط است و مذكور شد كه اعتدال رطوبت و يبوست در انطباع شرط است و چون خلط سودا ايبس اخلاط است بسبب غلبه اين خلط جفاف و يبوست غالب مىشود قبول انطباع و انتعاش نمىكند و علامت اين سبب بىخوابى دائمى و خشكى منخرين است و بر صاحب نسيان كه سبب سودا باشد به دو كلمه متتابع تكلم مشكل است و اگر اين نسيان بوقت تيرماه شود و سن كهولت و پيرى باشد و رنگ بشره بكبودى مائل باشد در دلالت بر سودا اقوى است و علاج درين مقام تنقيه دماغ است و بدن از اخلاط سوداوى بحب افتيمون و مطبوخ او و ماليدن روغن بنفشه و روغن كنجد بر سر و آشاميدن جلّاب هر صباح از نيلوفر و بادرنجبويه از هريك دو درم و قند سفيد ده درم مجموع ادويه كه در قدرى آب كه مناسب دوا باشد به آتش آهسته طبخ بايد كرد تا نيم بماند از كرپاس گذرانيده و قند درو آميخته نيم‌گرم بايد آشاميد و يك درم و نيم بحسب وزن يك مثقال است و ملاحظه آب در امثال اين جلّاب امر تخمينى است و امثال اين تدبيرات جزئيه را بسته به اختيار و صواب‌ديد طبيب است غذا درين مقام باش مقشر و نخود مقشر و شيرهء مغز بادام شيرين است و مداومت حمام است